ابراهيم يزدي: نگران هستيم ايران بعد از دادن هزينه‌‏هاي گزاف قرارداد الحاقي را امضا كند ؛ من نمي‌‏دانم آقاي هاشمي بر اساس چه پيش زمينه‌‏هايي اين سخن را بيان كرده‌‏اند، آيا ايران در موضعي هست كه كشورهاي بزرگ را تهديد كند؟

دكتر ابراهيم يزدي، دبير كل نهضت آزادي ايران كه در زمان دولت موقت مرحوم مهندس بازرگان وزير خارجه اين دولت بود در گفت و گو با خبرگزاري كار ايران، ايلنا، به سوالات اين خبرگزاري در خصوص موضوع پروتكل الحاقي پاسخ گفته است.
گفت و گو از هادي عابدي
متن گفت و گو با دكتر يزدي به شرح زير است:
ـ نشست شوراي حكام در وين منجر به صدور مهلت پنجاه روزه براي ايران شد و در اين نشست ايران ملزم به امضاء پروتكل الحاقي شد. طبق اخبار رسيده نماينده ايران اين جلسه را به عنوان اعتراض به مصوبه اين شورا ترك كرد. در صورت پافشاري ايران بر مخالفت خود با امضاي اين پروتكل چه خطرات احتمالي كشور ما را تهديد مي‌‏كند؟
+ پروتكل الحاقي كه مورد بحث آژانس بين المللي انرژي اتمي است صرفاً عليه ايران تنظيم نشده است، بلكه اين پروتكل را همه كشورهاي جهان به تدريج بايد امضاء كنند و تا به حال بيش از پنجاه كشور آنرا امضاء كرده‌‏اند.
بنابراين ايران هم ازجمله كشورهايي است كه بايد آن را امضاء كند و ...
ـ ظاهراً هيچ اجباري براي امضاء وجود ندارد و امضاي پروتكل امري اختياري است.
+ اصولاً معاهدات بين المللي، يك تعهدات داوطلبانه از سوي كشورهاي مختلف است اما كشورهاي مختلف در رابطه با انرژي اتمي موقعيت‌‏هاي متفاوت دارند، برخي از كشورهاي جهان مثل بعضي از كشورها در آسيا و آفريقا كوچكترين زمينه‌‏اي يا سرمايه‌‏اي و يا علاقه‌‏اي براي فعاليت در انرژِي اتمي خواه براي مقاصد صلح جويانه يا براي مقاصد جنگ طلبانه ندارد. بنابر اين اگر كشوري مثل نپال، اين نوع توافق نامه را امضاء نكند كسي نگران اين نيست كه چرا فلان كشور توافق نامه را امضاء نكرده است، اما ايران چنين وضعيتي ندارد، ايران چه در زمان استبداد سلطنتي و چه در دوران جمهوري اسلامي علاقه و توجه‌‏اي به تكنولوژي اتمي دارد و در زمان شاه هم برنامه‌‏ها و سرمايه‌‏گذاري زيادي براي راه اندازي نيروگاه‌‏هاي اتمي بود و همچنين شاه براي ورود به عرصه صنايع اتمي در دنيا خواه براي مقاصد صلح جويانه و يا غير از آن سرمايه‌‏گذاري وسيعي كرده بود و سهم قابل توجهي را از يك معدن اورانيوم در آفريقاي جنوبي خريداري كرده بود تا بتواند به سنگ معدن دسترسي داشته باشد و يك سهم قابل توجهي از شركت يوردف فرانسه را با هزينه‌‏هاي سنگين براي ايران خريداري كرد تا بتواند از آن سنگ معدن اورانيومي كه بدست مي‌‏آورد را در كارخانه‌‏اي فرانسوي تغليظ بكند و بالاخره سرمايه‌‏اي هم در اختيار
آلماني‌‏ها گذاشته بود تا نيروگاه اتمي را تأسيس كند.
پس از پيروزي انقلاب تغييراتي در اين برنامه‌‏ها داده شد اما بعداً ايران در مظان اين اتهام قرار گرفته بود كه به دنبال دستيابي به سلاح‌‏هاي اتمي است. عدم اطلاع رساني دولت ايران از اين برنامه‌‏ها به آژانس بين المللي ا نرژي اتمي و تأسيساتي كه در بعضي مناطق مانند نطنز و اراك كه ايران تأسيس كرده بود و عكسبرداري‌‏هاي هوايي كه آمريكايي‌‏ها از طريق ماهواره كردند، نشان دهنده وجود چنين تأسيساتي بود و اعتراض آژانس بين المللي انرژي اتمي به ايران به علت عدم اطلاع ايران به آژانس از وجود اين برنامه‌‏ها موجب شده است كه بدبيني نسبت به نيات و برنامه‌‏هاي ايران در دنيا بالا بگيرد و در اين مورد اروپا و آمريكا تقريباً با هم اتفاق نظر دارند و يك جبهه واحدي دارند براي اينكه ايران اين پروتكل را امضاء كند.
بنابر اين نمي‌‏توانيم بگوييم چون امضاي چنين توافق نامه‌‏اي بايد داوطلبانه باشد و خيلي از كشورهاي ديگر آنرا امضاء نكرده‌‏اند پس ايران هم مي‌‏تواند اين پروتكل را امضاء نكند، لذا چنين مقايسه‌‏اي قابل قبول نيست و ايران در وضعيتي است كه خواه ناخواه بايد اين قرارداد الحاقي را امضاء كند.
ـ با توجه به اينكه اسرائيل تهديد كرده است كه اگر ايران اين پروتكل را امضاء نكند مستقيماً به ايران حمله خواهد كرد، شما فكر مي‌‏كنيد آيا چنين تهديدي مي‌‏تواند چه از سوي اسرائيل و چه از سوي كشورهاي ديگر در صورت امضاء نكردن پروتكل عملي شود.
+ اگر ايران اين معاهده را امضاء نكند قطعاً زمينه تقويت جبهه عليه ايران در دنيا تقويت خواهد شد، همانگونه كه در اخبار وجود دارد در اين مورد كشورهاي عضو اتحاديه اروپا با آمريكا همسو هستند و همگي اتفاق نظر دارند كه ايران بايد قرارداد الحاقي را امضاء كند.
حال اگر ايران امضاء نكند چه پيامدهايي براي ايران درپي خواهد داشت؟ قطعاً موجب انزواي بيش از حد ايران خواهد شد و قطعاً جبهه‌‏گيري عليه ايران تقويت خواهد شد.در اين صورت به احتمال زياد، ممكن است قطعنامه‌‏اي در سازمان ملل عليه ايران صادر شود و به ازاي امتناع ايران از قبول امضاي قرارداد الحاقي، مجازات‌‏هايي براي ايران تصويب شود از جمله محاصره اقتصادي ايران. اين خطراتي است كه در صورت عدم امضاي قرارداد الحاقي مي‌‏تواند ايران را تهديد كند، اما خطرات به اين موارد محدود نيست، همانطور كه شما اشاره كرديد، هنگامي كه زمينه‌‏هاي عمومي در افكار بين المللي فراهم شود اين احتمال بالا خواهد رفت كه حملات نظامي محدود با
هدف‌‏هاي كاملاً مشخص صورت بگيرد حال توسط خود آمريكايي‌‏ها يا توسط اسرائيلي‌‏ها.
لذا ممكن است هم ساختمان‌‏هاي مراكزي كه اخيراً ايران براي فعاليت‌‏هاي اتمي تهيه كرده است و هم ساختمان نيمه تمام نيروگاه‌‏ اتمي بوشهر مورد حمله نيروهاي خارجي قرار بگيرد. اينها همه احتمالاتي است كه در صورت عدم قبول امضاي پروتكل، ايران را تهديد مي‌‏كند.
ـ اشاره كرديد كه كشورهاي اروپايي و آمريكا براي امضاي پروتكل از سوي ايران اتفاق نظر دارند، از جهت ديگر شاهد بوديم كه كشورهاي عضو عدم تعهد به نوعي از ايران در مقابل نشست وين جانبداري كردند، جانبداري اين كشورها از ايران تا چه حد بر نوع سياست گذاري دولت‌‏هاي اروپايي و آمريكا در قبال ايران تأثيرگذار خواهد بود؟
+ من تصور نمي‌‏كنم تأثير چنداني داشته باشد، براي اينكه جنبش غير متعهدها در حال حاضر موضوعيت خودش را از دست داده است، جنبش غير متعهدها هنگامي مطرح بود و موضوعيت داشت كه ما در دوران جنگ سرد به سر مي‌‏برديم و بلوك غرب و شرق در برابر يكديگر صف آرايي كرده بودند، بسياري از كشورهاي جهان سوم كه نمي‌‏خواستند در اين تقابل‌‏هاي بين المللي شركت كنند، جنبش غير متعهدها را پايه گذاري كردند، وقتي كه جنگ سرد نهان شده است و آن تقابل‌‏ها وجود ندارد، جنبش غير متعهدها ديگر موضوعيتي ندارد، اما موضع آنها در نشست حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي اين نبود كه ايران را بايد آزاد گذاشت كه پروتكل را امضاء كند يا نكند، بلكه آنها معتقد به رفتار ملايم‌‏تري با ايران بودند، در واقع آنها بيشتر به دنبال اين بودند كه آژانس نيز مقداري با ايران مدارا كند. آنها با اين موضوع كه ايران پروتكل را بايد امضاء كند، موافق بودند و در نحوه برخورد با ايران يك مقداري اختلاف نظر داشتند، اما اكنون آن قطعنامه عليه ايران و دادن مهلت به ايران تصويب شده است و ايران است كه تا پايان ماه اكتبر بايد تصميم بگيرد چكار مي‌‏خواهد انجام دهد.
ـ به نظر شما ايران بايد در برخورد با اين مسئله چه سياستي را در پيش بگيرد؟
+ به نظر من ايران از اول هم بي‌‏جهت مطلب را تبديل به يك موضوع دعوا كرده است، مخصوصاً وقتي ما مدافعات مسئولان ايران را مي‌‏خوانيم جز اظهار تأسف و تأثر هيچ كاري نمي‌‏توانيم انجام دهيم. تناقضات زيادي در گفتار مسئولان وجود دارد در حالي كه رئيس سازمان انرژي اتمي ايران مدعي است ، اورانيومي كه در اين محل‌‏ها توسط بازرسان بين المللي انرژي اتمي كشف شده است مقدار كمي است كه از بازار سياه تهيه شده است و در واقع به اين ترتيب قصد دارد به آژانس انرژي اتمي بگويد اين مطلب خيلي جدي نيست، از سوي ديگر وزير امور خارجه آقاي خرازي مي‌‏گويد، اين دستگاه‌‏هاي دست دوم كه از دنيا خريده‌‏اند آلوده به اورانيوم سنگين است، بنابر اين ايران اورانيومي در دست ندارد و اورانيومي تغليظ نكرده است و سخن‌‏هاي ضد و نقيضي از اين دست كه فاقد انسجام منطقي است باعث شده است تا آقاي البرادعي در مقابل صحبت‌‏هاي دولتمردان ايران سخني به اين مظمون بگويند كه ايراني‌‏ها چه تصور كرده‌‏اند؟ آيا آنها با بچه طرف هستند. ايران با اين برخورد خود قضيه را به جايي برده است كه تبديل به يك موضوع بين المللي شده است و ايران حالا در وضعيتي است كه اگر بخواهد از عواقب و عوارض چنين روندي مصون باقي بماند چاره‌‏اي ندارد جز اينكه قرارداد الحاقي را امضاء كند.
ـ شما فكر مي‌‏كنيد ايران اين مطلب را بپذيرد يا خير؟
مي‌‏دانيم كه مواضع اعلام شده از سوي مسئولان كشور ما ضد و نقيض است، از يك طرف وزير امور خارجه ما اعلام مي‌‏كند كه آماده امضاي قرارداد الحاقي است و از سوي ديگر بعضي از دولتمردان و صاحبان قدرت در ايران حرف ديگري را مي‌‏گويند. پيش بيني اينكه ايران اين قرارداد را امضاء ‌‏كند يا نه مشكل است، اما بر اساس تجربه گذشته ما نگران اين موضوع هستيم كه دولت ايران بعد از دادن تلفات و هزينه‌‏هاي گزاف كه قابل پيشگيري هم بوده است بعد از دادن اين هزينه‌‏ها قرارداد را امضاء خواهد كرد.
ـ آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه‌‏هاي نماز جمعه عنوان كردند كه آنچه در وين مي‌‏گذرد يك جريان ظالمانه است كه اگر تصميم نامناسبي در آنجا بگيرند خودشان مسئول عواقب آن خواهند بود. نظر شما در مورد گفته وي چيست؟
+ من نمي‌‏دانم آقاي هاشمي بر اساس چه پيش زمينه‌‏هايي اين سخن را بيان كرده‌‏اند، آيا ايران در موضعي هست كه كشورهاي بزرگ را تهديد كند؟ اگر چنانچه اسرائيل يا آمريكايي‌‏ها به بعضي از هدف‌‏هاي مورد نظر حمله كنند ايران چه واكنشي مي‌‏تواند انجام بدهد؟ من تصور نمي‌‏كنم موقعيت ايران بگونه‌‏اي باشد كه ايران بخواهد يا بتواند با كساني كه به خاك ايران حمله كنند، مقابله كند. بعلاوه شايد اصلاً احتياجي به يك چنين حمله‌‏اي نباشد.
امتناع ايران از امضاي قرارداد الحاقي موجب خواهد شد، شوراي امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران قطعنامه صادر كند. تصويب قطعنامه عليه ايران همراه با اعمال فشار عليه ايران خواهد بود. ممكن است ايران را مانند عراق در محاصره اقتصادي قرار دهند، اين دفعه محاصره اقتصادي ايران با آنچه در زمان كارتر و يا ريگان و بوش پدر اعمال شده بود تفاوت خواهد بود. به نظر من دراين زمان اگر چنانچه قطعنامه‌‏اي از سوي سازمان ملل عليه ايران صادر شود، احتمال اينكه آمريكايي‌‏ها و يا نيروهاي متحد با آمريكا تنگه هرمز را از طرف درياي عمان به روي صادرات نفت ايران و يا بعضاً برروي واردات كالاهاي اساسي بر ايران ببندند، زياد خواهد بود. در اين صورت ايران چه واكنشي مي‌‏تواند از خود نشان بدهد.