پشت پرده جنگ ايران و عراق از زبان هاشمی رفسنجانی

بيست و سه سال پس از آغاز جنگ ايران و عراق و پانزده سال پس از پايان ناگهانی آن و در اولين سالی که صدام حسين آغازگر آن جنگ در مقام خود نيست، اکبر هاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام زبان گشوده و در مصاحبه ای از آغاز جنگ، علت نپذيرفتن آتش بس در زمان آزاد شدن خرمشهر و دلايلی که سرانجام ايران را وادار به پذيرش آتش بس کرد سخن رانده است.
نماينده آيت الله خمينی در جنگ ضمن مصاحبه ای مفصل با روزنامه همشهری از ناکامی ها و نقشه هائی که عملی نشد، مسائل اقتصادی و معاملات پنهانی اسلحه با آمريکائی ها ياد کرده و از جمله گفته است تحولات جبهه ها و از جمله بمباران شيميائی حلبچه باعث شد تا نظاميان ما بفهمند که ديگر نمی توان جنگيد.

هاشمی رفسنجانی در روايت ماجراهای جنگ معتقد است که "اكنون شرايط تاريخی به گونه ای است كه می توان واقعيت ها را واضح تر گفت" با اين همه بيشتر تصميم گيری های حساس را به آيت الله خمينی نسبت می دهد.

به گفته وی دليل آن که جنگ در زمان بيرون رفتن ارتش عراق از خرمشهر برخلاف نظر بسياری از سياستمردان پايان نگرفت می گويد "امام هم براساس مسائلی كه در ذهن مباركشان بود، فكر می كردند حال كه صدام حسين تجاوز را آغاز كرده است، هم بايد دفع تجاوز كرد و هم برای ملت عراق آزادی آورد."

آقای هاشمی در عين حال می گويد. ارتشی ها می گفتند: بايد از حيثيت خود دفاع كنيم. سپاهی ها و خانواده هايی كه شهيد داده بودند، حاضر نبودند جنگ ختم شود. اين اميدواری در رزمندگان بود كه به كربلا برسند. قانع كردن نيروهای مسلح برای توقف جنگ كار آسانی نبود.

با اين وجود رييس فعلی مجمع تشخيص مصلحت تاکيد می کند که "البته بعد از عمليات خيبر من كه مسئول جنگ بودم، سياستی داشتم كه هيچ وقت مورد تصويب امام قرار نگرفت، اما رد هم نشد. اين سياست مبتنی بر تصرف مناطقی با ارزش در داخل عراق بود كه بتوانيم با تكيه بر آن عراق را از كشور بيرون كنيم و بعد اعلام كنيم در اين مناطق می مانيم تا دادگاهی تشكيل و ميزان خسارتها مشخص شود."

آقای رفسنجانی که ريس جمهور دوران پس از جنگ بود، با اشاره به نوار سخنرانی هايش می گويد "بارها و بارها در سخنرانی های خود اين سياست را اعلام می كردم. برخی از پاسداران با من مخالف بودند من می گفتم جنگ جنگ تا يك پيروزی می گفتم اگر اين كار را بكنيد، جنگ تمام می شود. اما آنها قبول نداشتند."

تصويری که هاشمی رفسنجانی از روزهای پايانی جنگ به دست می دهد با آنچه تاکنون تبليغ می شد متفاوت است او می گويد "نيروهای ما خسته شده بودند. چند عمليات ناتمام انجام داده و به اهداف نرسيده بودند. چند عمليات موفق هم بعثی ها داشتند كه بر اثر خستگی نيروهای ما و ابزار پيشرفته خودشان اتفاق افتاده بود. سلاح شيميايی را با وسعت به كار می بردند و توقع ما از نيروهای خودمان اين بود كه بمباران شيميايی از نوع مخرب اعصاب را تحمل كنند كه توقع نابجايی بود. بوی آن گازها، رزمندگان را مسموم و گاهی كه كمی گاز بيشتر می شد، شهيد می كرد. بسيار رقت آور بود."

در مورد مسئله جنجالی و پرگفتگوی سفر مک فارلين به ايران و ماجرای معروف به "ايران- کنترا" نيز آقای هاشمی رفسنجانی به اين جملات اکتفا می کند "مك فارلين كه به ايران آمد، بنا بود مقدار قابل توجهی سلاح هم بياورد. اما چند كانتينر قطعات مورد نياز ما را با هواپيما آوردند. تعدادی موشك هاگ اسرائيلی هم آوردند كه مدتها در فرودگاه ماند و آنها مجبور شدند پس بگيرند."

هاشمی رفسنجانی می افزايد: "آنها (آمريکايی ها) قطعات مورد نياز ما را گران حساب كردند. ۵ يا ۶ ميليون دلار اضافه می خواستند. مثلا از رقم ۲۱ ميليون دلاری، ما فقط ۱۴ ميليون دلار داديم و بعد متوجه شديم می خواهند مبلغ اضافه را از ما بگيرند و به كنتراهای نيكاراگوا بدهند كه ما نداديم. برای اين موضوع مدتی كشمكش بود."

روايت رييس مجمع تشخيص مصلحت از ماجرای تصميم گيری درباره پايان جنگ دست کم با روايتی که محسن رضائی، فرمانده سابق سپاه پاسداران چند سال قبل به يکی از روزنامه ها گفته بود تفاوت هائی دارد.

آقای هاشمی رفسنجانی با اشاره به ضعف شديد مالی ايران و گزارش دولت به گزارشی می پردازد که فرمانده سپاه تهيه کرده و در آن اقلام مفصلی هم اسلحه خواسته بود و می گويد "در اين زمان پنج نفری (نخست وزير، رييس بانک مرکزی، وزيراقتصاد، فرمانده سپاه پاسداران و هاشمی رفسنجانی) پيش امام رفتيم و توضيح داديم؛ اولا آمريكا نمی گذارد ما بر عراق پيروز شويم. ثانيا اگر جنگ ادامه يابد، پيشرفتی نخواهيم داشت و فقط كشته های دو طرف افزايش می يابد. ديگر نمی توانيم مثل گذشته به عمليات خود ادامه بدهيم. امام گفتند با اين مستندات و آثار، چاره ای جز پذيرش آتش بس نداريم."
بی بی سی